تبليغاتX
ناگفته ها
ناگفته ها
سیاسی‘ خبری

گفتگو با مسئول دفتر طرحهاي وي‍ژه شهيد رجايي

  گفتگو با مسئول دفتر طرحهاي وي‍ژه شهيد رجايي

 

 

 

اشاره: به قول خودش در حال حاضر هم در دفتر شهيد رجايي خدمت مي كند. نزديك به 26 سال است كه هر روز در خياباني كه يك طرفش به فرهنگ و علم و طرف ديگرش به سياست منتهي است، رفت و آمد مي كند. شوق صحبت از شهيد رجايي بر متانتش غالب است و خود مغلوب هيجانِ گفتن از احمدي نژاد. مسئول دفتر ويژه شهيد رجايي، اكنون با 70 سال سن به سفارش شخص رئيس جمهور، مشاور ارشد معاون اجرايي رئيس جمهور است. چهره مهربانش انسان را ياد سئوال نگهبان ساختمان كوثر يا همان ساختمان معاونت اجرايي رياست جمهوري مي اندازد كه پرسيد پسر آقاي عسگري راد هستيد؟

نگارنده كتاب رمز جاودانگي يا رمز دلدادگي شهيد رجايي از خاطرات رفاقتش با شهيد رجايي از سال 42 تا سال 61 گفت و هنگام خداحافظي با هديه كتاب خود گفت: همسر شهيد رجايي هنگامي كه اين كتاب را مطالعه كرد به من گفت كه شهيد رجايي را از اين كتاب شناخته است.

ساعت 15 بعد ازظهر روز يكشنيه چهارم شهريور ماه 1386 به مناسبت هفته دولت با حسن عسگري راد که شايد يکي از نزديکترين ها به شهيد محمدعلي رجايي باشد، در دفترش در طبقه پنجم ساختمان كوثر به گفتگو نشستيم.


 

محمود احمدي نژاد شباهتي به محمد علي رجايي دارد؟

 

اول از همه بگويم كه اين دو خادم جمهور بودند و هستند و مطمئناً اين تفكر خدمتگزاري براي مردم از مهم ترين نقاط مشترك ميان آن دو است. اما اگر بخواهم اين سئوال را عميق تر جواب دهم به سطح توقع مردم اوايل انقلاب مي‌رسيم كه بعد از پشت سر گذاشتن يك نظام شاهنشاهي، از انقلاب امام خميني توقع نزديكي ميان ملت و دولت را داشتند.

 

البته انقلاب امام نيز برگرفته از مباني اسلام است. بنابراين تمام مديران نيز بايد اسلامي مديريت مي‌كردند كه البته بسياري همچون شهيد رجائي اين كار را كردند و بسياري نيز در عمل كم آورند. اكنون نيز مديريت دكتر احمدي‌نژاد به دليل گرايش اسلامي آن داراي خصلت‌هاي مشترك فراوان با شهيد محمدعلي رجايي است. البته ممكن است در محدوده فعاليت شيوه و شكل اجرايي كردن قوانين، متفاوت باشد؛ اما به جد مي گويم تاكنون ملت ايران اين‌قدر نزديكي ميان دولت‌هاي شهيد رجايي و دكتر احمدي‌نژاد به خود نديده است.

 

شاهد مثالي هم داريد؟

 

به‌عنوان مثال مي‌توانم به اهتمام شهيد رجايي به سفرهاي استاني اشاره كنم كه دكتر احمدي‌نژاد بعد از گذشت نزديك به 27 سال اقدام به اين كار كردند. شهيد رجايي هدفش از اين سفرها ارتباط بيشتر با مردم براي درك مشكلات آن‌ها بود و الآن هم مي بينيم كه دولت نهم با همين هدف طي 2 سال توانست از تمام شهرها و روستاهايي كه تا قبل از دولت نهم حتي بخشدار خود را نديده بودند، بازديد كند.

 

نوع ارتباط رجايي با مردم چگونه بود؟ و به چه علت به ارتباط با مردم اهميت مي‌داد؟

 

شهيد رجايي ارتباط با مردم را سرچشمه خدمت به آن‌ها مي دانست و هميشه هم از مديران ارشد خود مي‌خواست در متن مردم حضور پيدا كنند چرا كه هرگز نمي‌توان مانند شاه از داخل كاخ‌ها و ماشين‌هاي گرانقيمت با مردم بود و به آنان توجه كرد و از دردهاي آنان با خبر بود. اين همان چيزي است كه بعد از سال‌ها در شعارهاي دكتر احمدي‌نژاد ديده شد و مردم را به سمت خود كشاند.

 

رجايي در دوران اوايل انقلاب كه بعضي به جهت ريا يا قرارگفتن در جو حاكم جامعه مردمي بودن و ساده‌زيست بودن را انتخاب كرده بودند به دور از هرگونه ريا و نفاق به "دولت سرچشمه‌اي‌ها" يا "كابينه 36 ميليوني" معروف شده بود. چرا كه اعضاي دولت جملگي از خود مردم و با مردم بودند و با حضور در مناطق محروم و ارتباط‌‌ گيري با آن‌ها خود را در ميان ملت هضم مي‌كردند.

 

گفتيد که شهيد رجايي به سفرهاي استاني هم علاقمند بود، اين اتفاق در دولت ايشان رخ داد؟

 

البته شهيد رجايي كه دولت كوتاهي داشت ولي در دوران نخست‌وزيري به‌گونه‌اي طرح‌ريزي كرده بود كه هر ماه بتواند از يك استان ديدن كند كه البته اين اهتمام رجايي به سفرهاي استاني در دولت‌هاي بعدي به چشم نمي‌خورد.

 

رجايي ساده زيست بود. به نظر شما اگر رجايي امروز هم رئيس جمهور بود، همانگونه مديريت و زندگي مي کرد؟

 

رجايي گرايش به دنيا را در خود كشته بود. يادم مي‌آيد اوايل مسئوليتش در ریاست جمهوری بود كه بسيار به او اصرار مي كردند تا به دليل مسائل امنيتي به یکی از منازل موجود در نهاد ریاست جمهوری نقل مكان كند و او نمي‌پذيرفت تا اينكه به دستور امام و بنا به تكليف، به محل مورد نظر آمد. شهيد رجايي حتي در خانه شخصي خود كولر هم نداشت، چه رسد به استخر و امكانات تفريحي.

 

اما در پاسخ به اين قسمت از سئوال شما كه بسيار هم به جا بود، باید بگویم که من به عنوان یکی از نزدیکان شهید رجایی شهادت می دهم که اگر رجایی زنده بود، همانگونه بود که زمان شهادتش بود. شاید سئوال شما ناشی از رنگ باختگی برخي پیشکسوتان انقلاب باشد، کسانی که دایگی انقلاب را ادعا می کنند. دلیل پاسخم نیز این است که شهید رجایی هرگز خود را در معرض قرار گرفتن در دام دنیا قرار نمی داد و برای همین بود که همیشه از انسان های سالوسی و چاپلوسی پرهیز داشت.

 

دید شهید رجایی نسبت به نقد و به چالش کشیده شدن چگونه بود و اصولاً انسان نقد پذیری بود؟

 

البته اکنون که همه انتقاد پذیرند و هیچ کس نمی گوید من دیکتاتورم! یادم هست که شهید بزرگوار یک جلسه هفتگی با حضور یاران خاص خودشان داشتند که اسمش را جلسه نق گذاشته بودند. در این جلسه هرکسی تا می توانست نق می زد و انتقاد می کرد. ناگفته نماند که رجایی بسیار انتقادها و نقدهای تند را دوست داشت و در برابر انتقاد کننده بسیار باوقار و با متانت سکوت می کرد و حرف های او را می شنید.

 

شما در قسمت هایی از صحبت هایتان به تکلیف پذیری شهید رجایی و ولایتمداری ایشان اشاره کردید. اصولاً چگونه رابطه ای میان این شهید بزگوار و امام راحل بود؟ مريد و مرادي؟ مقلِّد و مقلَّد؟ رسمي؟

 

اول ازهمه باید بگویم که سوای از رابطه مردید و مرادی، شهید رجایی دستورات امام را به عنوان یک مرجع تقلید و ولی فقیه، تکلیف می دانست و خود را مکلف به اجرای آن ها می کرد. اعتقادی که بسیاری از مسئولان وقت نداشتند.

 

از نمونه های تکلیف پذیری ایشان می توانم به زمانی اشاره کنم که شهید رجایی دچار اختلافات زیادی با بنی صدر شده بود. یک روز که شهید از دیدار با امام برگشت، چهره ای کاملاً آشفته پیدا کرده بود. تا حدی که از ایشان پرسیدم آقای رجایی مشکلی پیش آمده است؟ رجایی در پاسخ گفت که در دیداری که سران سه قوه به همراه نخست وزیر با امام داشتند امام از وحدت کلمه میان مسئولان سخن گفته اند و همه را موظف به این امر دانستند اما بنی صدر به دلیل بی قیدوبند بودن از این فرمان امام به عنوان حربه ای علیه ما استفاده می کند و سعی می کند حرفهای خود را به ما تحمیل کند.

 

چرا رجايي به جاي بني صدر به شوراي امنيت سازمان ملل رفت؟

 

دلیل آن را خود امام باید بیان کنند اما به نظر من امام به این نتیجه رسیده بود که رجایی از جمله افرادی است که می تواند اهداف انقلاب را چه در داخل و چه در خارج از کشور، پاسداری کند. اما بنی صدر فردی نیست که بتواند اين مباني را تبيين کند. خاطرم هست که حتی شهید رجایی با تنظیم متنی کاملاً غیر دیپلماتیک که سرآغاز آن هم با نام خداوند متعال شروع می شد. شهید بزرگوار تنها به صدور انقلاب و شناساندن آن در سطح جهان می اندیشید و از گفتن هیچ مطلب حقی دریغ نکرد و به همین دلیل بود که امام راحل در پیام تسلیت به مناسبت شهادت ایشان، وی را معلم اخلاق همراه با عمل خوانده بود و کابینه او را بهترین کابینه اعلام کردند.

 

پرونده هشتم شهريور از نقاط کور تاريخ انقلاب است. آگاهان مسائل سياسي مي دانند که ماجراي وارد کردن مسعود کشميري به نخست وزيري و ارتقاء وي و سپس انفجار دفتر نخست وزيري يک کار از پيش برنامه ريزي شده بود. کشميري را بهزاد نبوي وارد اين مجموعه کرد. افرادي نظير خسرو تهراني، سعيد حجاريان و تيم فعلي سازمان مجاهدين انقلاب، تيمي بودند که اطلاعات نخست وزيري را شکل مي دادند و بسياري از چهره هاي فعال قضايي در آن برهه اعتقاد داشتند که انفجار دفتر نخست وزيري و صحنه سازي براي فرار کشميري کار همين گروه بوده است. چرا اين پرونده قرار نيست از حالت مسکوت بودن خارج و مورد رسيدگي قرار بگيرد؟ چرا شهيد لاجوردي که سازمان مجاهدين انقلاب را سازمان منافقين انقلاب مي خواند، وقتي اراده مي کند که اين پرونده را به جريان بياندازد، به فاصله کوتاهي ترور شود؟

 

پاسخ این سئوال را باید محکمه قضایی یا همان قوه قضائیه بدهد. اما در خصوص دلیل رخ دادن این اتفاق می توان گفت که طبیعت هر انقلابی است که در ابتدای شکل گیری آن سره از ناسره جدا نيست. خيلي ها بودند که گرايش هاي غیردینی و انقلابی خود را همان ابتدای انقلاب نشان نداند و البته جرأت بیان آن ناخالصی ها را هم نداشتند اما شهید رجایی در جریان ساختن کابینه خود بسیار سعی کرد تا چهره های مختلف فکری که تفکری غیر از ولایت داشته باشند را در مجموعه مدیریتی وارد نکند.

 

اما باز می بینیم که افرادی از نهضت آزادی و مجاهدین یا همان منافقین در سیستم حضور فعال داشتند؟

 

منکر حضور آن ها نیستم. بلکه می گویم رجایی بسیار سعی داشت از افرادی استفاده کند که واقعاً معتقد بودند. ضمناً هنوز سیرت نهضت آزادی و مجاهدین خلق برای مردم روشن نشده بود و هنوز کسی آن ها را منافق نمی خواند اما به طور کلی در پاسخ به سئوال قبلی باید به دنبال افرادی گشت که زمینه ورود کشمیری ها و بسیاری دیگر از منافقین را به دفتر نخست وزیری و دولت باز کردند و تا حدی به آن ها بها دادند که برای امنیت کشور تصمیم سازی می کردند.

 

ج: سئوالی که اینجا مطرح است آن است که با وجود ترورهای متعدد چرا سیستم حفاظت و اطلاعات کشور برای جلوگیری از تکرار نشدن ترورها عملاً اقدام قابل توجهي انجام نداد؟

 

قطعاً سیستم اطلاعاتی بدون فعالیت نبود. چرا که حتی با آقای سازگارا مدیر روزنامه جامعه هم بعد از حادثه هفتم تیر به من گفت آقای عسگری راد به من خبر رسیده که نفر بعدي آقای رجایی است. به ایشان بگویید که مکان خود را تغییر دهند و من هم به ایشان گفتم و ایشان هم دفتر خود را به اتاق دیگری منتقل کردند.

 

يعني دست هاي هم پيمان تروريست ها، در نقطه هدف وجود داشته؟

 

شاید اینگونه بوده باشد ولی من نمی توانم صریحاً جواب این سئوال را مثبت دهم اما مي توانم بگویم که سهل انگاری هایی در اوایل انقلاب وجود داشت که بسیاری از دست پرورده های انقلاب و امام را از ملت گرفت.

 

سئوال و جواب آخر به عهده خود شما؟

 

اگر منظور حرف دلم باشد می خواهم بگویم که خدمتگذاری در دولت دکتر احمدی نژاد برای من همانند خدمت گذاری در دولت رجایی است. حفظ بیت المال، استکبار ستیزی، تقوا یا بهتر بگویم عدالت محوری و مهرورزی هر دو دولت، به نظر من نقطه اشتراکی است که باعث می شود من در هر دو دولت احساس خدمتگزاری کنم.

 

یک خاطره از شهید رجایی؟

 

یک روز فردی مقداری میوه فصل تازه و رسیده به دفتر آقای رجایی آورد و فکر می کرد که الآن مورد لطف و تشکر ایشان قرار می گیرد ولی شهید رجایی بعد از تشکر از زحمت آن بنده خدا به او گفت اگر زمانی آمدی و به من گفتی که فلانی تو همان محمدعلی رجایی فرزند عبدالصمد متولد قزوین هستی که روزگاری با فروش کاسه و قابلمه سپری می کردی، بسیار برای من لذت بخش تر خواهد بود.

 

 


 

 

اشاره: به قول خودش در حال حاضر هم در دفتر شهيد رجايي خدمت مي كند. نزديك به 26 سال است كه هر روز در خياباني كه يك طرفش به فرهنگ و علم و طرف ديگرش به سياست منتهي است، رفت و آمد مي كند. شوق صحبت از شهيد رجايي بر متانتش غالب است و خود مغلوب هيجانِ گفتن از احمدي نژاد. مسئول دفتر ويژه شهيد رجايي، اكنون با 70 سال سن به سفارش شخص رئيس جمهور، مشاور ارشد معاون اجرايي رئيس جمهور است. چهره مهربانش انسان را ياد سئوال نگهبان ساختمان كوثر يا همان ساختمان معاونت اجرايي رياست جمهوري مي اندازد كه پرسيد پسر آقاي عسگري راد هستيد؟

نگارنده كتاب رمز جاودانگي يا رمز دلدادگي شهيد رجايي از خاطرات رفاقتش با شهيد رجايي از سال 42 تا سال 61 گفت و هنگام خداحافظي با هديه كتاب خود گفت: همسر شهيد رجايي هنگامي كه اين كتاب را مطالعه كرد به من گفت كه شهيد رجايي را از اين كتاب شناخته است.

ساعت 15 بعد ازظهر روز يكشنيه چهارم شهريور ماه 1386 به مناسبت هفته دولت با حسن عسگري راد که شايد يکي از نزديکترين ها به شهيد محمدعلي رجايي باشد، در دفترش در طبقه پنجم ساختمان كوثر به گفتگو نشستيم.


 

محمود احمدي نژاد شباهتي به محمد علي رجايي دارد؟

 

اول از همه بگويم كه اين دو خادم جمهور بودند و هستند و مطمئناً اين تفكر خدمتگزاري براي مردم از مهم ترين نقاط مشترك ميان آن دو است. اما اگر بخواهم اين سئوال را عميق تر جواب دهم به سطح توقع مردم اوايل انقلاب مي‌رسيم كه بعد از پشت سر گذاشتن يك نظام شاهنشاهي، از انقلاب امام خميني توقع نزديكي ميان ملت و دولت را داشتند.

 

البته انقلاب امام نيز برگرفته از مباني اسلام است. بنابراين تمام مديران نيز بايد اسلامي مديريت مي‌كردند كه البته بسياري همچون شهيد رجائي اين كار را كردند و بسياري نيز در عمل كم آورند. اكنون نيز مديريت دكتر احمدي‌نژاد به دليل گرايش اسلامي آن داراي خصلت‌هاي مشترك فراوان با شهيد محمدعلي رجايي است. البته ممكن است در محدوده فعاليت شيوه و شكل اجرايي كردن قوانين، متفاوت باشد؛ اما به جد مي گويم تاكنون ملت ايران اين‌قدر نزديكي ميان دولت‌هاي شهيد رجايي و دكتر احمدي‌نژاد به خود نديده است.

 

شاهد مثالي هم داريد؟

 

به‌عنوان مثال مي‌توانم به اهتمام شهيد رجايي به سفرهاي استاني اشاره كنم كه دكتر احمدي‌نژاد بعد از گذشت نزديك به 27 سال اقدام به اين كار كردند. شهيد رجايي هدفش از اين سفرها ارتباط بيشتر با مردم براي درك مشكلات آن‌ها بود و الآن هم مي بينيم كه دولت نهم با همين هدف طي 2 سال توانست از تمام شهرها و روستاهايي كه تا قبل از دولت نهم حتي بخشدار خود را نديده بودند، بازديد كند.

 

نوع ارتباط رجايي با مردم چگونه بود؟ و به چه علت به ارتباط با مردم اهميت مي‌داد؟

 

شهيد رجايي ارتباط با مردم را سرچشمه خدمت به آن‌ها مي دانست و هميشه هم از مديران ارشد خود مي‌خواست در متن مردم حضور پيدا كنند چرا كه هرگز نمي‌توان مانند شاه از داخل كاخ‌ها و ماشين‌هاي گرانقيمت با مردم بود و به آنان توجه كرد و از دردهاي آنان با خبر بود. اين همان چيزي است كه بعد از سال‌ها در شعارهاي دكتر احمدي‌نژاد ديده شد و مردم را به سمت خود كشاند.

 

رجايي در دوران اوايل انقلاب كه بعضي به جهت ريا يا قرارگفتن در جو حاكم جامعه مردمي بودن و ساده‌زيست بودن را انتخاب كرده بودند به دور از هرگونه ريا و نفاق به "دولت سرچشمه‌اي‌ها" يا "كابينه 36 ميليوني" معروف شده بود. چرا كه اعضاي دولت جملگي از خود مردم و با مردم بودند و با حضور در مناطق محروم و ارتباط‌‌ گيري با آن‌ها خود را در ميان ملت هضم مي‌كردند.

 

گفتيد که شهيد رجايي به سفرهاي استاني هم علاقمند بود، اين اتفاق در دولت ايشان رخ داد؟

 

البته شهيد رجايي كه دولت كوتاهي داشت ولي در دوران نخست‌وزيري به‌گونه‌اي طرح‌ريزي كرده بود كه هر ماه بتواند از يك استان ديدن كند كه البته اين اهتمام رجايي به سفرهاي استاني در دولت‌هاي بعدي به چشم نمي‌خورد.

 

رجايي ساده زيست بود. به نظر شما اگر رجايي امروز هم رئيس جمهور بود، همانگونه مديريت و زندگي مي کرد؟

 

رجايي گرايش به دنيا را در خود كشته بود. يادم مي‌آيد اوايل مسئوليتش در ریاست جمهوری بود كه بسيار به او اصرار مي كردند تا به دليل مسائل امنيتي به یکی از منازل موجود در نهاد ریاست جمهوری نقل مكان كند و او نمي‌پذيرفت تا اينكه به دستور امام و بنا به تكليف، به محل مورد نظر آمد. شهيد رجايي حتي در خانه شخصي خود كولر هم نداشت، چه رسد به استخر و امكانات تفريحي.

 

اما در پاسخ به اين قسمت از سئوال شما كه بسيار هم به جا بود، باید بگویم که من به عنوان یکی از نزدیکان شهید رجایی شهادت می دهم که اگر رجایی زنده بود، همانگونه بود که زمان شهادتش بود. شاید سئوال شما ناشی از رنگ باختگی برخي پیشکسوتان انقلاب باشد، کسانی که دایگی انقلاب را ادعا می کنند. دلیل پاسخم نیز این است که شهید رجایی هرگز خود را در معرض قرار گرفتن در دام دنیا قرار نمی داد و برای همین بود که همیشه از انسان های سالوسی و چاپلوسی پرهیز داشت.

 

دید شهید رجایی نسبت به نقد و به چالش کشیده شدن چگونه بود و اصولاً انسان نقد پذیری بود؟

 

البته اکنون که همه انتقاد پذیرند و هیچ کس نمی گوید من دیکتاتورم! یادم هست که شهید بزرگوار یک جلسه هفتگی با حضور یاران خاص خودشان داشتند که اسمش را جلسه نق گذاشته بودند. در این جلسه هرکسی تا می توانست نق می زد و انتقاد می کرد. ناگفته نماند که رجایی بسیار انتقادها و نقدهای تند را دوست داشت و در برابر انتقاد کننده بسیار باوقار و با متانت سکوت می کرد و حرف های او را می شنید.

 

شما در قسمت هایی از صحبت هایتان به تکلیف پذیری شهید رجایی و ولایتمداری ایشان اشاره کردید. اصولاً چگونه رابطه ای میان این شهید بزگوار و امام راحل بود؟ مريد و مرادي؟ مقلِّد و مقلَّد؟ رسمي؟

 

اول ازهمه باید بگویم که سوای از رابطه مردید و مرادی، شهید رجایی دستورات امام را به عنوان یک مرجع تقلید و ولی فقیه، تکلیف می دانست و خود را مکلف به اجرای آن ها می کرد. اعتقادی که بسیاری از مسئولان وقت نداشتند.

 

از نمونه های تکلیف پذیری ایشان می توانم به زمانی اشاره کنم که شهید رجایی دچار اختلافات زیادی با بنی صدر شده بود. یک روز که شهید از دیدار با امام برگشت، چهره ای کاملاً آشفته پیدا کرده بود. تا حدی که از ایشان پرسیدم آقای رجایی مشکلی پیش آمده است؟ رجایی در پاسخ گفت که در دیداری که سران سه قوه به همراه نخست وزیر با امام داشتند امام از وحدت کلمه میان مسئولان سخن گفته اند و همه را موظف به این امر دانستند اما بنی صدر به دلیل بی قیدوبند بودن از این فرمان امام به عنوان حربه ای علیه ما استفاده می کند و سعی می کند حرفهای خود را به ما تحمیل کند.

 

چرا رجايي به جاي بني صدر به شوراي امنيت سازمان ملل رفت؟

 

دلیل آن را خود امام باید بیان کنند اما به نظر من امام به این نتیجه رسیده بود که رجایی از جمله افرادی است که می تواند اهداف انقلاب را چه در داخل و چه در خارج از کشور، پاسداری کند. اما بنی صدر فردی نیست که بتواند اين مباني را تبيين کند. خاطرم هست که حتی شهید رجایی با تنظیم متنی کاملاً غیر دیپلماتیک که سرآغاز آن هم با نام خداوند متعال شروع می شد. شهید بزرگوار تنها به صدور انقلاب و شناساندن آن در سطح جهان می اندیشید و از گفتن هیچ مطلب حقی دریغ نکرد و به همین دلیل بود که امام راحل در پیام تسلیت به مناسبت شهادت ایشان، وی را معلم اخلاق همراه با عمل خوانده بود و کابینه او را بهترین کابینه اعلام کردند.

 

پرونده هشتم شهريور از نقاط کور تاريخ انقلاب است. آگاهان مسائل سياسي مي دانند که ماجراي وارد کردن مسعود کشميري به نخست وزيري و ارتقاء وي و سپس انفجار دفتر نخست وزيري يک کار از پيش برنامه ريزي شده بود. کشميري را بهزاد نبوي وارد اين مجموعه کرد. افرادي نظير خسرو تهراني، سعيد حجاريان و تيم فعلي سازمان مجاهدين انقلاب، تيمي بودند که اطلاعات نخست وزيري را شکل مي دادند و بسياري از چهره هاي فعال قضايي در آن برهه اعتقاد داشتند که انفجار دفتر نخست وزيري و صحنه سازي براي فرار کشميري کار همين گروه بوده است. چرا اين پرونده قرار نيست از حالت مسکوت بودن خارج و مورد رسيدگي قرار بگيرد؟ چرا شهيد لاجوردي که سازمان مجاهدين انقلاب را سازمان منافقين انقلاب مي خواند، وقتي اراده مي کند که اين پرونده را به جريان بياندازد، به فاصله کوتاهي ترور شود؟

 

پاسخ این سئوال را باید محکمه قضایی یا همان قوه قضائیه بدهد. اما در خصوص دلیل رخ دادن این اتفاق می توان گفت که طبیعت هر انقلابی است که در ابتدای شکل گیری آن سره از ناسره جدا نيست. خيلي ها بودند که گرايش هاي غیردینی و انقلابی خود را همان ابتدای انقلاب نشان نداند و البته جرأت بیان آن ناخالصی ها را هم نداشتند اما شهید رجایی در جریان ساختن کابینه خود بسیار سعی کرد تا چهره های مختلف فکری که تفکری غیر از ولایت داشته باشند را در مجموعه مدیریتی وارد نکند.

 

اما باز می بینیم که افرادی از نهضت آزادی و مجاهدین یا همان منافقین در سیستم حضور فعال داشتند؟

 

منکر حضور آن ها نیستم. بلکه می گویم رجایی بسیار سعی داشت از افرادی استفاده کند که واقعاً معتقد بودند. ضمناً هنوز سیرت نهضت آزادی و مجاهدین خلق برای مردم روشن نشده بود و هنوز کسی آن ها را منافق نمی خواند اما به طور کلی در پاسخ به سئوال قبلی باید به دنبال افرادی گشت که زمینه ورود کشمیری ها و بسیاری دیگر از منافقین را به دفتر نخست وزیری و دولت باز کردند و تا حدی به آن ها بها دادند که برای امنیت کشور تصمیم سازی می کردند.

 

ج: سئوالی که اینجا مطرح است آن است که با وجود ترورهای متعدد چرا سیستم حفاظت و اطلاعات کشور برای جلوگیری از تکرار نشدن ترورها عملاً اقدام قابل توجهي انجام نداد؟

 

قطعاً سیستم اطلاعاتی بدون فعالیت نبود. چرا که حتی با آقای سازگارا مدیر روزنامه جامعه هم بعد از حادثه هفتم تیر به من گفت آقای عسگری راد به من خبر رسیده که نفر بعدي آقای رجایی است. به ایشان بگویید که مکان خود را تغییر دهند و من هم به ایشان گفتم و ایشان هم دفتر خود را به اتاق دیگری منتقل کردند.

 

يعني دست هاي هم پيمان تروريست ها، در نقطه هدف وجود داشته؟

 

شاید اینگونه بوده باشد ولی من نمی توانم صریحاً جواب این سئوال را مثبت دهم اما مي توانم بگویم که سهل انگاری هایی در اوایل انقلاب وجود داشت که بسیاری از دست پرورده های انقلاب و امام را از ملت گرفت.

 

سئوال و جواب آخر به عهده خود شما؟

 

اگر منظور حرف دلم باشد می خواهم بگویم که خدمتگذاری در دولت دکتر احمدی نژاد برای من همانند خدمت گذاری در دولت رجایی است. حفظ بیت المال، استکبار ستیزی، تقوا یا بهتر بگویم عدالت محوری و مهرورزی هر دو دولت، به نظر من نقطه اشتراکی است که باعث می شود من در هر دو دولت احساس خدمتگزاری کنم.

 

یک خاطره از شهید رجایی؟

 

یک روز فردی مقداری میوه فصل تازه و رسیده به دفتر آقای رجایی آورد و فکر می کرد که الآن مورد لطف و تشکر ایشان قرار می گیرد ولی شهید رجایی بعد از تشکر از زحمت آن بنده خدا به او گفت اگر زمانی آمدی و به من گفتی که فلانی تو همان محمدعلی رجایی فرزند عبدالصمد متولد قزوین هستی که روزگاری با فروش کاسه و قابلمه سپری می کردی، بسیار برای من لذت بخش تر خواهد بود.

 

 


2 نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت   توسط حاجی | 

WebGozar.com | TopSites برای جا بجایی روی گزینه Movable Menu کلیک کرده و پس از جا بجایی در محل دلخواه دوباره روی گزینه Movable Menu دابل کلیک کنید.!
Movable Menu

Powered By
YekiYedone
Link item1
Link Item 2


Up | Down | Top | Bottom var x = navigator.appVersion; y = x.substring(0,4); if (y>=4) setVariables();moveOB(); } function setVariables() { if (navigator.appName == "Netscape") { h=".left=";v=".top=";dS="document.";sD=""; } else{ h=".pixelLeft=";v=".pixelTop=";dS="";sD=".style"; } objectX="object11" XX=-70; YY=-70; OB=11; } function setObject(a) { objectX="object"+a; OB=a; XX=eval("xpos"+a); YY=eval("ypos"+a); } function getObject() { if (isNav) document.captureEvents(Event.MOUSEMOVE); } function releaseObject() { if (isNav) document.releaseEvents(Event.MOUSEMOVE); check="no"; objectX="object11"; document.close(); } function moveOB() { eval(dS + objectX + sD + h + Xpos); eval(dS + objectX + sD + v + Ypos); } var isNav = (navigator.appName.indexOf("Netscape") !=-1); var isIE = (navigator.appName.indexOf("Microsoft") !=-1); nsValue=(document.layers); check="no"; function MoveHandler(e) { Xpos = (isIE) ? event.clientX : e.pageX; Ypos = (nsValue) ? e.pageY : event.clientY; if (check=="no") { diffX=XX-Xpos; diffY=YY-Ypos; check="yes"; if (objectX=="object11") check="no"; } Xpos+=diffX; Ypos+=diffY; if (OB=="1") xpos1=Xpos,ypos1=Ypos; moveOB(); } if (isNav) { document.captureEvents(Event.CLICK); document.captureEvents(Event.DBLCLICK); } xpos1=50; // make this the left pixel value for object1 below ypos1=50; // make this the top pixel value for object1 below xpos11 = -50; ypos11 = -50; Xpos=5; Ypos=5; document.onmousemove = MoveHandler; document.onclick = getObject; document.ondblclick = releaseObject; // End --> برای جا بجایی روی گزینه Movable Menu کلیک کرده و پس از جا بجایی در محل دلخواه دوباره روی گزینه Movable Menu دابل کلیک کنید.!
Movable Menu

Powered By
YekiYedone
Link item1
Link Item 2

نترسيد بابا ،، کامپيوتر شما فقط در مونيتور شما قابل نمايش است ؟!!!؟