¤ متولد دهمين روز از دهمين ماه سال ۴۰ در تهران
¤ دارای ليسانس ادبيات و مردم شناسی
¤ خواهر (عليرضا رياحی- بازيگر)
¤ خانواده ای معتقد و مومن دارد؛ پدرش را چند سال پيش از دست داد.
¤ در ابتدا خيليها فکر ميکردند دختر شهلا رياحی است.
¤ محل فعلی سکونت: خيابان ولی عصر؛ بالاتر از ميدان ونک
¤ فوق العاده احساساتی خصوصا در برخورد با مستمندان و ايتام
¤ از دوران نوجوانی بسيار شيک پوش بود.
¤ چند سال آموزگار بود و از سال ۶۰ قصه نويسی را شروع کرد.
¤ مجموعه ای از قصه های او با نام (ضرب المثلهای پدر بزرگ) به شکل نوار کاست منتشر شد.
¤ در فيلم (خبر چين) نقشی داشت اما دوست ندارد به ياد آن فيلم بيفتد!
¤ اولين همبازی حرفه ای او امين تارخ بود.
¤ منطقی و آداب دان و دارای حافظه قوی
¤ يک پسر به نام پوريا دارد.
¤ در اواسط دهه ۷۰ بينی اش را عمل کرد.
¤ در کار و زندگی به برادرش وابسته است و در حال حاضر همراه با او مديريت يک شرکت گرافيکی را بر عهده دارد.
¤ تند نويس اما خوش خط است و صبر و طاقت زيادی دارد(به گفته خودش)
¤ عليرغم ظاهر مغرورش بسيار صميمی است و با تعدادی از هوادارانش ارتباط تلفنی دارد.

¤ در سريال (شب دهم) از لنز مشکی برای چشمهايش استفاده کرد.
¤ شمرده حرف ميزند و خودش از نقشهايش بسيار متواضع تر است.
¤ به گفته خودش؛ پرويز پرستويی تنها بازيگری است که احساس (حسادت) را در وجود او به بار می آورد.
¤ چند دختر خوانده دارد؛ از جمله دختری به نام پريا؛ که خيليها تصور ميکنند دختر واقعی اوست.
¤ برای ثبت نام پسرش در دانشکده موسيقی سفری به ارمنستان داشت.
¤ بازيگران مورد علاقه اش( نيکول کيدمن- مريل استریپ- کاترين زتا جونز)
¤ بيشترين دستمزد را برای فيلم (تارا و تب توت فرنگی) گرفته است.
¤ از جشنواره فيلم قاهره جايزه بهترين بازيگر را برای فيلم (شام آخر) دريافت کرد.
¤ زمان فيلمبرداری فيلم (جايی ديگر) سه روز در مشهد بستری شد.
¤ چون ميخواهد متفاوت باشد اين روزها به دنبال نقش کمدی است.

همیشه گل باشید ولی عمرتان مثل گل نباشد

